ملکه حجاب - تاریخ: 1393/5/28 ساعت: 4:04
من ملکه حجاب را دوست دارم چون ملکه حجاب من چادر است من وقتی در گر مای سوزان چادر می پوشم از گر ما لذت می برم چه لذتی دارد بین این همه مردم فقط تو ملکه حجاب را داشته باشی و یکی یه دونه باشی چون شاید در این بین خدا فقط تو را ببیند من ملکه حجاب را می پسندم امید وارم همه بپسندند
یک چکه بارون - تاریخ: 1393/5/28 ساعت: 1:29
تیکه تیکه بارون می چکه بارون انگار که اشکه تیکه تیکه بارون چکه چکه اگه بارون بیاد اروم اسمان هم میگیره اروم تندوتند شر شر ابه انگار که اسمان بازم شروع میکنه اروم چکه چکه بارون چک چک می چکه بارون
این داستان واقعیست و در باره خودم هست - تاریخ: 1393/5/27 ساعت: 18:00
تلفن خونه زنگ میخوره می خوام گوشی را بردارم کسی جواب نمیده گوشی را قطع می کنم و به خانوادن زنگ میزنم ولی هیچ کدام ازان ها زنگ نزده بودند ولی قبل از اینکه از پدرم بپرسم که او زنگ زده یا نه تلفن دوباره زنگ میخوره وتنها صدایی که میشنم صدای اذان و شر شر اب را میشنوم که انگار کسی تو مسجد داره وضو میگیره ...
جای من کجاست؟ - تاریخ: 1393/5/27 ساعت: 17:54
جای من کجاست در بهشت یا جهنم خدا جون من را کجا می بری بهشت یا جهنم خدا جون جای من در بهشت هست یا نه من در جهنم به سر خواهم برد یا نه؟
به بیننده ها - تاریخ: 1393/5/27 ساعت: 10:02
سلام چون بهم نظر ندادید یعنی زیاد ندادید با ها تون خدا حافظی می کنم چون دیگه به وبلاگم نمی رسم یا حذف می کنم با ارزوی موفقیت برایتون /وقت حذف وبلاگ =12 ظهر وبلاگ بسته میشود
می خوام خدا را صدا بزنم - تاریخ: 1393/5/27 ساعت: 9:44
بازم دلم گرفت وبازم دلم خدا را خواست بازم دلتنگم بازم می خوام خدا را صدا بزنم بازم خدا موقع نماز صدامون زد ایا گوش کردین شما هم خدا را صدا کردین من دلم می خواد فریاد بزنم بگم خدا عاشقتم و دوست دارم چون من را صدا کردی چون به من وقت گفتگو با خودت را داده ای دلم می خواد سجده کنم وبزرگی خدا را نشون بدم ...
خدای من - تاریخ: 1393/5/27 ساعت: 0:30
خدای من اسمان هم با زمستان همیشه قهر است چون صبح ها دیر به خورشید اجازه ورود به اسمان می دهد خدای من اسمان زمستان ها بیشتر می خوابد تا شب طولانی شود خدای من اسمان بیشتر او قات جشن تولد میگیرد چون از اسمان برف می بارد خدای من اسمان خیلی وقت ها گریه می کند چون باران می بارد
ارزو های من - تاریخ: 1393/5/27 ساعت: 17:48
ارزو دارم با بال های خود به اسمان بروم وبرای خود ستاره ای بچینم وبا ماه وستاره بازی کنم ودر شگفتگی اسمان غرق شوم و دوباره زنده بشم
صورتک غمگین - تاریخ: 1393/5/25 ساعت: 23:14
توی یک شهر دور صورتک هایی بودند که از میون این همه یکی غمگیم بود بهش گفتند چرا غمگینی بهم گفتچون من عکس یک کودک فلسطینیست ولی صورتک بقیه عکس کودک اسراییلیست اشک صورتم را پوشاند صورتک غمگین بهم گفت حالا عکس صورت تو هم یک کودک فلسطینیست
به بیننده ها - تاریخ: 1393/5/25 ساعت: 16:04
سلام امید وارم حالتان خوب باشد راستی خبر مهم اگه تا فردا کسی نظر نداد به خدا قسم ممکنه وبلاگم را حذف کنم چون می بینم مطالبم بیهوده است و برای کسی جالی نیست خدا حافظ تا بعد یا شایدم واسه همیشه
خدا - تاریخ: 1393/5/27 ساعت: 17:47
خدا جون دوستدارم خیلی زیاد حتی اگه نگاه نکنی به من زیاد خدا جون عاشقتم عاشق ا ون بخششو بزرگیت خدا جون دوست دارم خیلی زیاد هر چی تشکر بکنم/ نمیشه/ نمیشه او ن لطف بزرگت جبران خدا جون دوست دارم خیلی زیاد خدا جون بازم میشه یک لطف بکنی بازم ببخشی گنا هانم روخدا جون خدا جون میشه بازم دعا کنم تو هم ببخشی خ...
اقای پس کی می ایی - تاریخ: 1393/5/27 ساعت: 17:46
کی می ایی ؟ پس کی می ایی اقا؟ پس کی ببینم ان روی ماهت پس کی ببوسم خاک پایت تا کی باید صبر کنیم تا دنیا را پر از عدل وداد کنی تا کی باید کشته بشند مسلمانان تا کی باید پیروز بشند این کافران اقا کاش که زود تر ظهوئر کنی دنیا را پر از عدل ونور کنی
احساس من - تاریخ: 1393/5/27 ساعت: 17:45
خدا جون من الان باز همون احساس را دارم همون احساس عجیب که فکر می کنم الان از دنیا چیزی نمی خوام ولی از این احساس می ترسم چون فکر می کنم دارم می میرم ولی من از مرگ نمی ترسم دلم می خواد بدونم چرا این جوری شدم سلام بیننده ها اگه شما معنی این احساس را میدونید یااین طوری شدید تو قسمت نظر ها بگید
نوحه روز عاشورا - تاریخ: 1393/5/24 ساعت: 12:03
ای عزیز فاطمه بی یارو یاور گشته ای / بی برادر گشته ای2/ دستگیر فرقه بی دین و کافر گشته ای/بی برادر گشته ای2/در زمین کر بلا کشتند یارا ن تورا/اندر ان بحر بلا/کرده پاره پاره جسم نوجوانان تو را/ بی دلاور گشته ای2/بودهای مهمان این قوم خدانشناس شر/داد های هم جان وسر/اندر این دشت بلا دادی برادرهم پسر/دور ...
خدا جون - تاریخ: 1393/5/23 ساعت: 20:09
گفتم خدا همه از من بدشان میاد گفت حتی من گفتم خدا خیلی دوست دارم گفت بیش تر از من گفتم خدا با همه قهرم گفت حتی من گفتم خدا همش می گی من گفت من با تو
دفتر زندگی - تاریخ: 1393/5/23 ساعت: 17:22
زندگی را همانند دفتر تشبیه کنیم وما ادم ها مدادپس برای زیبا تر کردن دفتر زندگی دفتر را با کار های بعد وبیهوده خط خطی کنیم
پاسخ امام حسین(ع) درمورد سوال حضرت مهدی(عج)با چه چهره ای حضور می فر مایند ؟ - تاریخ: 1393/5/25 ساعت: 23:16
اگر مهدی قیام کند گروهی از مردم او را انکار می نمایندزیرا علی رغم تصور انان که مهدی (عج)بسیار پیر می دانندمهدی (ع)با چهرهای جوان وشادابی ظهور خواهد کردو از بزرگترین ازمایش برای مردم ان زمان همیناست که می پندارند حضرت مهدی (ع)بسیار پیر استمنبع فرهنگ سخنان امام حسین(ع)
بهترین اصحاب - تاریخ: 1393/5/23 ساعت: 13:39
امام حسین(ع)در جمله کوتاه ومختصر یاران خود را تو صیف می کند. و می فرمایدمن هیچ اصحابی ویارانی شایستر از اص حاب خود نمی شناسم
خدا جون - تاریخ: 1393/5/23 ساعت: 9:39
خدا جون حوصله ام سر رفته از کار های تکراری کمکم کن نیافتن تو چاه تاریکی من می ترسم از زندگی کردن اخه من خیلی خستم نیاز به امید دارم خدا جون بهم امید بدید خدا جون
گفت وگو با خدا - تاریخ: 1393/5/23 ساعت: 9:14
گفتم خدایااز همه دلگیرم گفت حتی من گفتم خدایا دلم را ربودند. گفت پیش از من گفتم خدایا چقدر دوری گفت تو یا من گفتم خدایا تنهاترینم گفت پس از من گفتم خدایا کمک خواستم گفت غیر از من گفتم خدایا دوست دارم گفت بیش از من گفتم خدایا ان قدر نگو من گفت من تو هستم تو من منبع ناشناس یعنی نمی دونم