خرید بک لینک

درباره سایت

دلنوشته ی من با خدا

سلامی به گرمی نفس های مادرم دربارهی سایت من باید بدانید که دلنوشته های من به خدا است وداستان های که مینویسم از قوی تخیل خودم است
تلفن خونه زنگ میخوره می خوام گوشی را بردارم کسی جواب نمیده گوشی را قطع می کنم و به خانوادن زنگ میزنم ولی هیچ کدام ازان ها زنگ نزده بودند ولی قبل از اینکه از پدرم بپرسم که او زنگ زده یا نه تلفن دوباره زنگ میخوره وتنها صدایی که میشنم صدای اذان و شر شر اب را میشنوم که انگار کسی تو مسجد داره وضو میگیره ولی هر چی گفتم الو کسی جواب نداد تا اخر تلفن قطع میشود تظرتان چیست؟چون داستان واقعیست نظر وا قعی تان را بگوییید

برچسب: نویسنده: رقیه حسینی تاريخ: دوشنبه 27 مرداد 1393 ساعت: 18:00

صفحه بندی